Posts filed under 'اجتماعی'
بابا
سال ها میگذرد من بزرگتر میشم و بابا پیرتر و تو تمام این سال ها بابا آب داد، بابا نان داد.تو یکی از این روز های ابتدایی پاییز امسال بابا مثل همیشه رفت که آب بده نون بده و قبل از رفتنش گفت:”زود بر میگردم” این حرفشو یادم نمیره.
حالا خیلی وقته از قول بابا گذشته ولی هنوز اون برنگشته آخه بابا موقعی که داشت آّب میداد، نون میداد یه چیزه مهمترم داد؛بابا جون داد.
بابا تصادف میکنه و دیگه برنمی گرده تا من بفهم چرا کلاس اول درس اول با دو رنگ می نوشتم “بابا آب داد، بابا نان داد” بابا با سرخی خونش نون و جون داد تا ما همیشه در سوگ او مشکی بپوشیم!
2 comments اکتبر 25, 2008
سال نوآوری و شکوفایی
امسال واقعا سال نوآوری و شکوفایی است چرا؛تورم بی سابقه یا حداقل کم سابقه،چند برابر شدن قیمت مسکن،نرخ دو رقمی بیکاری ،وزیر با مدرک جعلی،رکورد زدن مبلغ وثیقه توسط سلطان شکر (150میلیار تومان ناقابل)،جیره بندی آب و برق و…
و ماه مبارک رمضان که برای مردم شده کابوس،تورمی که روز به روز افزایش پیدا می کند در یک هفته مانده به شروع ماه رمضان چنان سیر صعودی می گیرد که حتی قیمت بعضی از اقلام دو سه برابر قیمت قبل از ماه رمضان میرسد.
عکس های زیر را که می بینید صف مرغ است که مردم بیچاره بیش از دو ساعت در صف چند ده متری بودند تا مرغ کیلویی 2300 تومان را بخرند که یک هفته قبل از ماه رمضان با همین نرخ پشت ویترین مغازه مرغ فروشی ها بود و حالا نرخ آزاد آن کیلویی 4000 تومان!
من فکر نمی کنم چنین صحنه هایی لایق و شایسته مردم ایران باشد.تمام این نوآوری ها مال نیمه اول سال بود منتظر نیمه دوم سال و نوآوری های بیشتر و صد البته طرح تحول اقتصادی باشید.


2 comments سپتامبر 12, 2008
ستوان دوم خودم
خوب این روزها در دوران نقاهت بین فارغ التحصیلی و خدمت سربازی به سر می برم.شمارش معکوس برای هیچ!اول دی ستوان دوم خودم!اعزام میشه!
حکایت شتر:در خونه پسرها سه تا شتر میخوابه ولی پشت در دخترها دوتا شتر می خوابه!حالا چی هستن این شترها؛خدمتان عرض می کنم که شتری که در خونه اغلب پسرها می خوابه همین خدمت سربازیه و شتر بعدی ازدواج و آخر از همه شتر بده!یا شتر خوبه!مرگ هستش.حالا بعضی موقع برای پسرها این شترهای اولی و دومی ممکنه یه کم قاطی کنن یکی زودتر از دیگری بیاد!!! ولی آخریه شوخی بردار نیست ایشاله تا شتر آخری بیاد توشه ای درخور از نیکی داشته باشیم که حیونکی طاقت حمل اونو نداشته باشه.خوش به حال دخترها که یه شتر کمتر دارند.
حال این میون من سه تا شتر نذر کردم که در این مدت خدمت مقدس سربازی ، آقای احمدی نژاد چوب تو لونه زنبور نکنه ، سوال های بی خودی از جامعه جهانی نکنه ، پرزیدنت بوش هرچه زودتر بره ،البته احمدی نژاد هم! اورانیوم تا 95% غنی نشه ، نفت بیش از این گرون نشه و هزاران اتفاقات خوب دیگه ؛ خودم رو راحت کنم بگم که جنگی رخ نده که اون وقت سرباز های امام زمان که من هم یکشون هستم باید با قایق موتوری و البته چفیه(املاش همینه!) به گردن به جنگ با ناوهای هواپیما بر عظیم الجثه آمریکایی برم!
خدا را چه دیدی شاید شیهد شدم هم یه محله تو بهشت بهم بدن (اینطور میگن)هم توی این دنیا اسم محله مون رو می کنن شهید ستوان دوم خودم!(اینو خودم دیدم).
اگه این جور بشه منم میشم مثه دختر ها البته از لحاظ تعداد شتر!!!
Add comment آگوست 16, 2008
زندگی یا چیزی شیبه آن
کنار خیابان ایستاده ام مدتی است که منتظر تاکسی هستم.یک تاکسی و ماشین شخصی همزمان می ایستند،من تاکسی را ترجیح می دهم و سوار تاکسی میشوم.به راننده تاکسی کفتم دیدم شما ایستاده اید حق را به شما دادم و گفتم اولویت با شماست.راننده تاکسی با تبسمی همرا با آهی گفت شاید 3 درصد مثل شما فکر کنند بقیه اینطور نیستند و این باعث شد که بغض پیرمرد بترکد و در فاصله کوتاه تا پیاده شدن من از درد دل هایش بگوید.از بیمه و تامین اجتماعی گفت که او تامین اشتباهی را به جای تامین اجتماعی به کنایه می خواند چرا که بیچاره با پرداخت حق بیمه خود و رسیدن به سن باز نشستگی انتظار داشت بازنشست شود که طبق قانون جدید آقایون 17 سال دیگه اضافه شده به پرداخت حق بیمه تا رسیدن به سن بازنشستگی که بقول بنده خدا تو قبر هم باید حق بیمه را پرداخت کند.
از گرانی گفت و از بالا رفتن اجاره بها،از بدبختی خودش و ما گفت!هر کجا هر مجلسی که چند نفر جمعند صحبت از آقازده های خوشبخت و مردم بدبخت و به انتظار ظهور آقا نشستن برای حل مشکلات در کشور آقا !آقای رییس جمهور هم چاقوی جراهی را برداشته و می خواهد اقتصاد بیمار ایران را جراحی کند خدا خودش به خیرش کنه!
این روزها، روزهای خوبی نیست آدم هایی که چندشم میشود بگویم آدم که یک ذره انسانیت و منطق ندارند یک جورایی سر راه من سبز می شوند.شاید آنها هم بخاطر فشار زندگی این جوری شدن.فقط دارم چوب خط روزهای زندگیم را افزایش می دهم بدون آنکه زندگی کنم !شاید خیلی ها هم مثل من باشند !
1 comment جولای 1, 2008
ابتذال در سینمای ایران!
تازگی یکی از دوستان از تبلیغات اینترنتی سفارش یک سی دی به عنوان ابتذال در سینمای ایران را داد که بعد از چند روز آن را دریافت کرد.من این سی دی را گرفتم و بعد از دیدن آن وا قعا از سودجویی بعضی از آدم ها آن هم در مقوله فرهنگ آزرده شدم.در این سی دی آنان عناوین ابتذال را به زیر مجموعه هایی مانند رقص،موسیقی، بد حجابی ،بی عفتی و…تقسیم کرده بود که فوق العاده مضحک بود.برای مثال از مصداق های بی عفتی از نظر این افراد سودجو این است که هنرپیشه در دیالوگ فیلم می گوید الاغ یا عوضی!یا اگر هنرپیشه با گیتار یک قطعه ای را بنوازد می شود موسیقی مبتذل در سینما!من که افسوس خوردم به حال کسانی که از هر راهی می خواهند پول بدست آورند.
شاید کسانیکه در نشر این گونه مطالب و پول در آوردن از آن می کوشند ذائقه جامعه ایرانی را می دانند!چرا این را میگویم؛چند مدت پیش از روی حس کنجکاوی برای بدست آوردن علائق کاربران ایرانی در اینترنت در وبلاگ قبلی ام برای آزمایش نوشتم “عکس لخت فلان بازیگر در ساحل و…”که شرمم می آید دنباله آن را بنویسم به کمک سایت وبگذر آماری جالب وعجیب بدست آمد که در کمتر دو ساعت بیش از 2200نفر با جستجوی عناوینی…به این پست وبلاگ من مراجعه کرده بودند!
علت چیست؟چرا جامعه به سمت و سویی می رود که واقعا تشنه تصاویر خصوصی مردم به ویژه اشخاص مشهور جامعه هستند؟

2 comments می 23, 2008
شکوه از دست رفته
فکر می کنم پارسال بود وقتی که پهلوان علیرضا حیدری در برنامه صندلی داغ وقتی مجری ازش پرسید چه آرزویی دارید حرفی زد که هیچ وقت فراموش نمی کنم.گفت به به امید روزی هستم که وقتی به یک کشور خارجی میروم و پاسپورتم را نشان می دهم و شخص وقتی متوجه شود من ایرانیم به احترام اینکه من ایرانیم از جا برخیزد.

پهلوان چه بی حرمتی هایی به شهروند ایرانی دیده است که چنین آرزویی می کند.فکر می کنم پهلوان می داند که پدرانش روزی آقای دنیا بودند.روزی تنها یکتا پرستان کره خاکی بودند.روزی ورد زبان پدرانش پندار نیک،گفتار نیک و کردار نیک بوده است.روزی کورش کبیر وقتی بابل را فتح کرد به خدایان آنها احترام گذاشت اولین منشور حقوق بشر را نوشت .روزی در زمان داریوش کبیر 25 ملت تحت امپراطوری پارس بودند.روزی تخت جمشید پایتخت ایران زمین بود که در ساخت آن مهندسین زن شرکت داشتند و کارگران برای ساخت آن حقوق می گرفتند که مستندات آن موجود است.
حالا چرا این ها را گفتم چون دیروز از اخبار شنیدم که شخصی گفت: چون تخت جمشید کاخ ظالمان و ستمگران بوده است ما به آن احترام نمی گذاریم ولی چون بدست مرم ستمدیده ومستضعفان ساخته شده مورد احترام ماست.
شاید نمی دانسته که گارگران برای ساخت آن حقوق می گرفتند. می خواهم بگویم پهلوان از ماست که بر ماست. به امید آن روز با هم می می مانیم.
2 comments می 9, 2008





