روز های بد
سپتامبر 20, 2009
اینکه بهترین سال هلی زندکی و جوانیت گره بخورد با تصمیم های یک نفر که او هم نادان باشد و احمق به معنای تباه شدن تمام سرمایه من است.بعد از آن تئاتری که به راه انداختند و بخش زیادی از آدم های جامعه را خانه نشین و فاقد انگیزه کردند برای آن دسته ادامه تلاش و فعالیت های خود در یک سیستم بسته امری موهوم و بی نتیجه است.
ماههاست که آماده رفتن به بازار کار شدیم که خود رسیدن به این مرحله بس طولانی بود و دشوار و چنین بر می آید که این مرحله پیش رو از مرحله قبل بسیار دشوار تر است.چون دیگر خیلی از پارامترها دیگر دست من نیست برای تایین آینده خودم ارتباط تنگاتنگی پیدا می کند با سیاست های دولت عدالت محور!!!
ما که تولدمان وابسته به سیاست دولت آن زمان و تولید سرباز برای جنگ! ادامه حیاتمان نیز در راستای طناب این خیمه شب بازانی ست که هر دم ما را به هر سویی می کشانند و به ناچار باید آن باشیم که آنان می خواهند نه آنی که آرمان ماست.
در این اوضاع بد اقتصادی و بیکاری و نبود شغل برای جوانان و سرخوردگی های سیاسی و به حق باید گفت که عجب نسل سوخته ای هستیم ما متولدین اوایل دهه 60 شمسی!البته یه تبصره هم دارد که اگر جز مشمولین” بند پ” باشی و “آغازاده ” همه افعال و احوالات ذکر شده معکوس خواهد شد.
Entry Filed under: من و خودم. .
1 Comment Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed






1.
wakeupiran | سپتامبر 20, 2009 at 6:21 ب.ظ
امیدتان به خدا باشد که بزرگتر از اینها و هیولاتر از اینها را خداوند در صبحدمی با خاک یکسان نمود. اینها که رقمی نیستند. به من هم سری بزنید. ممنون.