ستوان دوم خودم
آگوست 16, 2008
خوب این روزها در دوران نقاهت بین فارغ التحصیلی و خدمت سربازی به سر می برم.شمارش معکوس برای هیچ!اول دی ستوان دوم خودم!اعزام میشه!
حکایت شتر:در خونه پسرها سه تا شتر میخوابه ولی پشت در دخترها دوتا شتر می خوابه!حالا چی هستن این شترها؛خدمتان عرض می کنم که شتری که در خونه اغلب پسرها می خوابه همین خدمت سربازیه و شتر بعدی ازدواج و آخر از همه شتر بده!یا شتر خوبه!مرگ هستش.حالا بعضی موقع برای پسرها این شترهای اولی و دومی ممکنه یه کم قاطی کنن یکی زودتر از دیگری بیاد!!! ولی آخریه شوخی بردار نیست ایشاله تا شتر آخری بیاد توشه ای درخور از نیکی داشته باشیم که حیونکی طاقت حمل اونو نداشته باشه.خوش به حال دخترها که یه شتر کمتر دارند.
حال این میون من سه تا شتر نذر کردم که در این مدت خدمت مقدس سربازی ، آقای احمدی نژاد چوب تو لونه زنبور نکنه ، سوال های بی خودی از جامعه جهانی نکنه ، پرزیدنت بوش هرچه زودتر بره ،البته احمدی نژاد هم! اورانیوم تا 95% غنی نشه ، نفت بیش از این گرون نشه و هزاران اتفاقات خوب دیگه ؛ خودم رو راحت کنم بگم که جنگی رخ نده که اون وقت سرباز های امام زمان که من هم یکشون هستم باید با قایق موتوری و البته چفیه(املاش همینه!) به گردن به جنگ با ناوهای هواپیما بر عظیم الجثه آمریکایی برم!
خدا را چه دیدی شاید شیهد شدم هم یه محله تو بهشت بهم بدن (اینطور میگن)هم توی این دنیا اسم محله مون رو می کنن شهید ستوان دوم خودم!(اینو خودم دیدم).
اگه این جور بشه منم میشم مثه دختر ها البته از لحاظ تعداد شتر!!!
Entry Filed under: من و خودم. برچسبها: سربازی،شتر،خدمت،دختر،پسر،از.






Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed