شکوه از دست رفته
می 9, 2008
فکر می کنم پارسال بود وقتی که پهلوان علیرضا حیدری در برنامه صندلی داغ وقتی مجری ازش پرسید چه آرزویی دارید حرفی زد که هیچ وقت فراموش نمی کنم.گفت به به امید روزی هستم که وقتی به یک کشور خارجی میروم و پاسپورتم را نشان می دهم و شخص وقتی متوجه شود من ایرانیم به احترام اینکه من ایرانیم از جا برخیزد.

پهلوان چه بی حرمتی هایی به شهروند ایرانی دیده است که چنین آرزویی می کند.فکر می کنم پهلوان می داند که پدرانش روزی آقای دنیا بودند.روزی تنها یکتا پرستان کره خاکی بودند.روزی ورد زبان پدرانش پندار نیک،گفتار نیک و کردار نیک بوده است.روزی کورش کبیر وقتی بابل را فتح کرد به خدایان آنها احترام گذاشت اولین منشور حقوق بشر را نوشت .روزی در زمان داریوش کبیر 25 ملت تحت امپراطوری پارس بودند.روزی تخت جمشید پایتخت ایران زمین بود که در ساخت آن مهندسین زن شرکت داشتند و کارگران برای ساخت آن حقوق می گرفتند که مستندات آن موجود است.
حالا چرا این ها را گفتم چون دیروز از اخبار شنیدم که شخصی گفت: چون تخت جمشید کاخ ظالمان و ستمگران بوده است ما به آن احترام نمی گذاریم ولی چون بدست مرم ستمدیده ومستضعفان ساخته شده مورد احترام ماست.
شاید نمی دانسته که گارگران برای ساخت آن حقوق می گرفتند. می خواهم بگویم پهلوان از ماست که بر ماست. به امید آن روز با هم می می مانیم.
Entry Filed under: اجتماعی. .
2 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed






1.
ارغنون | می 9, 2008 at 9:29 ب.ظ
سلام دوست عزیز
من اما نومید نیستم فقط اینروزا کمی شخصی مینویسم و روزای خوبی رو پشت سر نمیگذارم درد زندگی تلخی تحمل مرگ عزیزانه دیگه چه میشه کرد…
و البته که ادتون میکنم.
2.
ع. آرام | می 11, 2008 at 11:33 ب.ظ
سلام. ممنون که سر زدید . توی همین مایهها مطلبی دارم تحت عنوان الواح گلی تخت جمشید در صفحات داخلی وبلاگ هفتشهر عشق. توصیه میکنم سر بزنید، هرچند ممکن است اصل کناب را خوانده باشید.
***********
قابلی نداشت. حتما